سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

449

تاريخ ايران ( فارسى )

مشترك بودند و ديگر در همهء عادات و آداب بخشونت و وحشيگرى رفتار مينمودند و البته استيلا و غلبهء چنين قومى بليه و تهلكهء بزرگى براى نوع بشر بوده است . بنابعقيدهء بعضى حتى امروز هم جنس زردپوستان موجب خوف و وحشت ميباشند و ليكن ژاپون كه از ممالك عمدهء تورانى است داخل كميتى « 1 » ملل گرديده و چين هم براى نيل بدين سرمنزل مقصود كوشش مىكند ، بنابراين ما اينرا بمشكل ميتوانيم بفهميم كه در آن روز شكست خوردن بدست آنها عبارت بود از مرگ ، آرى مرگ زن و مرد و كودك ولى بعد از شكنجه‌هاى بسيار و يا يك زندگانى كه مرگ بمراتب بر آن ترجيح داشته است . فتوحات طوايف صحرانشين در پارت در همين زمان پرخوف و خطر بود كه فرهاد دوم پس از فاتح شدن در مقابل قواى سلوكى براى تسخير سوريه خود را معطل نكرده بدون درنگ براى دفاع از مملكت خويش بپارت شتافت . او بسيارى از لشكريان آنتيوخوس را كه اسير كرده بود داخل قشون نمود . وقايع اين جنگ را مورخين بتفصيل ذكر كرده‌اند و به ظاهر معلوم مىشود كه آن تا چند سال هم طول كشيده است ولى در آخر پارتيها بواسطهء قصور يونانيانى كه در لشكر پارت بودند و نيز مرگ پادشاه شكست خوردند . جانشين فرهاد كارهاى ويرا دنبال كرد و جنگ را ادامه داد ، ليكن او هم نتوانست از عهدهء اين طايفهء خونخوار برآيد و عاقبت در جنگ كشته شد . مهرداد دوم 124 - 88 قبل از ميلاد بعد از اين شكست دوم چنين به نظر ميآمد كه پارتيها در شرف زوال و اضمحلال ميباشند ليكن در اين ميانه مهرداد دوم كه پادشاهى خوش‌بخت يا سردارى لايقتر بود بر سرير شاهى نشست . او از عمليات و اقدامات خود تغييرى در اوضاع پديد آورد و در جنگ با طوايف وحشى چنان درس عبرتى به آنها داد كه اراضى پارت را به كلى ترك گفته با قواى خود بجستجوى سرزمينى افتادند كه بتوانند با سكنه و قواى آنجا مقاومت كنند و عاقبت

--> ( 1 ) - Comity .